توراک: کشکِ آفتابخشکِ کردی که سدهها خوراکِ کوچنشینان بود
توراک فرآوردهٔ لبنیِ خشک و سنتیِ کردی است؛ گلولههای سفت و شورِ لختهٔ آبپنیر یا ماستِ چکیده که با دست شکل میگیرند و بر بامهای تخت در آفتاب خشک میشوند تا به سختیِ سنگ برسند. یکی از کهنترین شیوههای نگهداریِ خوراک در سنتِ دامداریِ کردی است: قابلِ حمل، سرشار از پروتئین و ماندگار برای ماهها یا حتی سالها بدونِ یخچال. دامدارانِ کوچروی کرد توراک را در کوچهای کوهستانی بهعنوانِ توشهٔ بقا با خود حمل میکردند. همین خانوادهٔ لبنیاتِ خشک در سراسرِ خاورمیانه و آسیای مرکزی با نامهایی چون کشک، در فارسی و کردی؛ قروت، در زبانهای ترکی؛ چورتان، در ارمنی؛ و جمید، در عربی وجود دارد. اما توراک به زیستبومِ کوهستانیِ کردی تعلق دارد؛ از شیرِ گوسفندان و بزهایی تهیه میشود که در چراگاههای مرتفع میچرند، در هوای رقیقِ کوهستان خشک میشود و دامدارانی آن را بر پشت حمل میکنند که میانِ چراگاههای تابستانی و زمستانی در حرکتاند.
نکتههای کلیدی
• گلولههای سفت و شورِ لختهٔ آبپنیر یا ماستِ چکیده که در آفتاب تا حدِ سختیِ سنگ خشک میشوند
• خوراکِ بقای کوچنشینان؛ قابلِ حمل، سرشار از پروتئین و ماندگار برای ماهها بدونِ یخچال
• از همان خانوادهٔ لبنیِ کشک، در فارسی و کردی؛ قروت، در زبانهای ترکی؛ و چورتان، در ارمنی
• میتوان آن را برای نوشیدنیای ترشمزه در آب حل کرد، در سوپها و خورشها خرد کرد یا بیواسطه بهعنوانِ میانوعده خورد
• نمایندهٔ هستهٔ دامداری و کوچنشینی در فرهنگِ خوراکِ کردی؛ همان سنتی که ژاژی، سەر و پێ و سراسرِ میراثِ لبنیِ کردی را پدید آورد
اطلاعاتِ کوتاه
نامِ کردی: توراک، همچنین کەشک در کردی / کشک در فارسی
نامهای منطقهای: کشک (فارسی)، قروت / قوروت (زبانهای ترکی)، چورتان (ارمنی)، جمید (عربی)
نوع: لختهٔ شورِ آبپنیر که در آفتاب خشک شده؛ فرآوردهٔ لبنی برای بقای کوچنشینان
فرآوری: تخمیرِ شیر ← گرفتنِ کره ← صاف کردنِ لختهٔ آبپنیر ← نمک زدن ← شکل دادن به صورتِ گلوله ← خشک کردن در آفتاب
ماندگاری: از چند ماه تا چند سال بدونِ یخچال
وضعیت: میراثِ خوراکی؛ با ناپدید شدنِ کوچِ دامداری رو به کاهش است، اما هنوز در روستاهای کوهستانیِ کردی تولید میشود
خاستگاه: نگهداریِ لبنیات در راهِ کوهستان
زندگیِ دامداریِ کردی همواره با حرکت تعریف شده است. خانوادههای دامدار گلههایشان را میانِ چراگاههای زمستانیِ کمارتفاع و چمنزارهای تابستانیِ مرتفع جابهجا میکردند؛ الگویی که کوچِ فصلی نام دارد. در این کوچها شیرِ تازه زود فاسد میشد. راهِ حل، تبدیلِ آن به چیزی بود که سفر را تاب بیاورد. توراک همان راهِ حل است: شیر با تخمیر به ماست تبدیل میشود، با تکان دادن در مَشکِ پوستِ بز کرهاش گرفته میشود، لختهٔ آبپنیرِ باقیمانده را صاف میکنند، نمک میزنند، به صورتِ گلوله درمیآورند و در آفتاب خشک میکنند تا به سختیِ سنگ برسد.
همین منطقِ نگهداری ژاژی، پنیرِ سبزیدارِ عملآمده زیرِ خاک، و موتال، پنیرِ بستهبندیشده در پوستِ حیوان، را پدید آورد. کوههای کردستان خوراکهایی میطلبیدند که زمستانهای بلند را دوام آورند و در سفرهای چندروزهٔ پیاده از گذرگاههای مرتفع سالم بمانند. توراک این نیاز را بهخوبی برآورده میکرد: فشرده، سبک، سرشار از پروتئین و تقریباً فسادناپذیر. مبلغی فرانسیسکن در سدهٔ 13 فرآوردهای مشابه در آسیای مرکزی را «به سختیِ سربارهٔ آهن» توصیف کرد. توراکِ کردی نیز همینگونه است.
توراک چگونه تهیه و مصرف میشود؟
شیرِ تازهٔ گوسفند یا بز را در مَشک، کیسهای از پوستِ بز، میریزند و سخت تکان میدهند تا کره جدا شود. مایعِ باقیمانده، دوغِ کرهگیری یا آبپنیر، صاف و لختهٔ غلیظِ آن جمعآوری میشود. به این لخته نمکِ فراوان میزنند و با دست گلولههای کوچکی تقریباً به اندازهٔ گردو درست میکنند. گلولهها را بر بامهای تخت یا پارچهٔ تمیز میچینند و چند روز در آفتاب و بادِ کوهستان خشک میکنند تا کاملاً سفت شوند. توراکِ آماده سفید، گچمانند، بسیار شور و ترشمزه است؛ کسانی که آن را نمیشناسند، طعمش را به پنیرِ فتایی با طعمی بسیار غلیظ و تند تشبیه میکنند. میتوان آن را مستقیم بهعنوانِ میانوعده خورد، در آبِ داغ حل کرد تا عصارهای ترشمزه به دست آید، بهعنوانِ غلیظکننده و طعمدهنده در سوپها و خورشها خرد کرد یا با آب دوباره نرم کرد و پایهٔ سوپهای لبنیِ سنتیِ کردی قرار داد.
معنای فرهنگی: طعمِ کردستانِ دامدار
توراک چکیدهٔ طعمِ زندگیِ دامداریِ کردی در یک فرآورده است. شیرِ گوسفندانِ چراگاههای کوهستانی، نمکِ نگهداری و آفتاب و بادِ خشکاندن بر بام را در خود دارد. هر گلولهٔ توراک سندِ کاری است که صرفش شده: دوشیدن، کرهگیری در مشک، شکل دادن و روزهای خشک شدن. پیوندی مستقیم با سنتِ گستردهترِ لبنیاتِ کردی دارد؛ ژاژی، موتال، لوریک و ماستاو، همگی فرآوردههای مردمی که با دامهایشان میزیستند و چیزی را هدر نمیدادند. با کاهشِ کوچِ دامداری و شهرنشین شدنِ جامعههای کرد، توراک کمتر و کمتر تولید میشود. اما در روستاهای کوهستانی زنان هنوز آن را به شیوهٔ کهن میسازند و در آشپزخانههای مهاجران، گلولههای کشکِ خشک در بستههایی از زادبوم میرسند؛ تکهای قابلِ حمل از کوهستان.
پرسشهای متداول
توراک چیست؟
فرآوردهٔ لبنیِ خشک و سنتیِ کردی از لختهٔ شورِ آبپنیر که به صورتِ گلوله شکل میگیرد و در آفتاب خشک میشود. قابلِ حمل و سرشار از پروتئین است و ماهها بدونِ یخچال میماند. به همان خانوادهٔ کشکِ فارسی و قروتِ آسیای مرکزی تعلق دارد.
توراک را چگونه میخورند؟
مستقیم بهعنوانِ میانوعدهای شور؛ حلشده در آبِ داغ برای عصارهای ترشمزه؛ خردشده در سوپها و خورشها بهعنوانِ غلیظکننده و طعمدهنده؛ یا دوباره نرمشده برای پایهٔ سوپهای لبنیِ سنتیِ کردی.
آیا توراک همان کشک است؟
به یک خانواده از لبنیاتِ تخمیریِ خشک تعلق دارند. کشک نامِ فارسی / کردیِ دستهٔ گستردهترِ این فرآوردههاست؛ توراک نامی در گویشهای کردی برای گلولههای مشخصِ کشکِ خشک است. قروت در زبانهای ترکی، چورتان در ارمنی و جمید در عربی فرآوردههای همتای فرهنگهای دامداریِ همسایهاند.
نتیجهگیری
این واپسین مقالهٔ موجِ نخستِ مجموعهٔ خوراکِ کردیِ ماست و در جایی پایان مییابد که فرهنگِ خوراکِ کردی آغاز میشود: کنارِ دامدار، مَشکِ پوستِ بز و خورشید. توراک خوراکی تجملی نیست. غذایی نیست که در فهرستِ رستوران یا کتابِ آشپزی بیابید. فناوریِ بقاست؛ راهی برای آنکه هنگامِ ترکِ کوهستان، آن را با خود ببرید. هر گلولهٔ کشکِ آفتابخشک سندِ فشردهای از زندگیِ دامداری است: گوسفند، شیر، مشک، بام و باد. وقتی آن سنت ناپدید شود، تنها یک خوراک از میان نمیرود؛ شیوهای از زیستن با سرزمین نیز از دست میرود که هزاران سال جامعههای کرد را پایدار نگه داشته است.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
اطلس آبسکیورا — قروت چیست؟ (شاملِ عکسِ کشکِ کردی)
آلچترون — کشک (کەشکِ کردی و گونههای منطقهای)