گووند: رقص حلقهای کردی
گووند، رقص حلقهای کردی: رقص جمعیِ دستدردست که هلپرکه نیز نامیده میشود و سرچوپی با گرداندن دستمال آن را هدایت میکند؛ قلب عروسیهای کردی و نوروز.
خواندن مقالهنوشتههایی دربارهٔ تاریخ کرد
1586 مقاله به فارسی در دسترس است.
گووند، رقص حلقهای کردی: رقص جمعیِ دستدردست که هلپرکه نیز نامیده میشود و سرچوپی با گرداندن دستمال آن را هدایت میکند؛ قلب عروسیهای کردی و نوروز.
خواندن مقاله
دق، خالکوبی سنتی کردی، نقشهایی کهن است که با سوزن دستی برای حفاظت، باروری، زیبایی و هویت طایفهای بر تن زنان کرد ایجاد میشد و اکنون در حال احیاست.
خواندن مقاله
بوکا بارانه، عروس باران کردی: آیین کهن طلب باران که در آن کودکان هنگام خشکسالی عروسکی آراسته را در خیابانها میگردانند و باران میطلبند.
خواندن مقاله
جشن پیر شالیارِ هورامان: آیین کهنِ کردی در چهلمین روز زمستان، به یادِ عروسیِ پیر شالیارِ درمانگر و دانا با شاهزادهخانمی از بخارا.
خواندن مقاله
پریها در فرهنگ عامهٔ کردی و ایرانیتبار: موجوداتِ زیبا و بالدار که زمانی دیوانی ترسانگیز بودند و بعدها در مقام ارواح زیبارویِ کوهها و آبها محبوب شدند.
خواندن مقاله
تعمید ایزدی، مورکرن: آیین مقدس چشمهٔ سفید لالش که در آن آب مقدس سه بار ریخته میشود تا فرد ایزدی را به دین و جامعه مُهر کند.
خواندن مقاله
خاندانهای دین یارسان: تبارهای مقدس و موروثیِ بنیاد نهادهشده به دست سلطان سهاک که هر یک به رهبری سیدی، مردم حقیقت را سامان میدهند و هر مؤمن را راهنمایی میکنند.
خواندن مقاله
فرّ در سنت ایرانی: شکوه ایزدیِ پادشاهی که بر پادشاه دادگر میتابد و ستمگر را ترک میکند؛ اندیشهٔ محوری پادشاهی در شاهنامه.
خواندن مقاله
سکندر در شاهنامه: اسکندرِ پارسیشده که پسر داراب معرفی میشود، جهانگشا و جویندهٔ آب حیات که پادشاهیاش روزگار افسانهای را پایان میدهد.
خواندن مقاله
دارا در شاهنامه: واپسین شاه تبار افسانهای کیانی، برادر ناتنی اسکندر، خیانتدیده از وزیران خود که فاتحِ شکستدهندهاش برای او سوگواری کرد.
خواندن مقاله
داراب در شاهنامه: پسر سرراهیِ ملکه همای که گازری او را پرورد، تخت خود را بازیافت و در حماسه پدر دارا و نیز اسکندر بزرگ شد.
خواندن مقاله
پل چینود در باور زرتشتی: پل داوری که هر روح پس از مرگ باید از آن بگذرد و برای درستکاران پهن و برای بدکاران باریک میشود.
خواندن مقاله
همای در شاهنامه: ملکهٔ کممانند فرمانروای ایران، دختر بهمن، که سالها با دادگری فرمان راند و برای حفظ تختش پسر نوزاد خود داراب را بر آب رها کرد.
خواندن مقاله
زیارت ایزدیان به لالش: سفر مقدسی که هر ایزدی آرزو دارد یک بار در زندگی انجام دهد، با مناسک پابرهنه، پل سیلات، چشمهٔ سفید و آرامگاه شیخ عدی.
خواندن مقاله
بهمن در شاهنامه: پسر اسفندیار که شاه ایران شد، با نابودی خاندان رستم خون پدرش را خواست و نیای دودمان داراب شد.
خواندن مقاله
کتایون در شاهنامه: شاهزادهٔ روم که گشتاسپ را از سر عشق برگزید، ملکهٔ ایران و مادر اسفندیار شد و بیهوده برای جلوگیری از نبرد تنبهتن مرگبار پسرش التماس کرد.
خواندن مقاله
زریر در شاهنامه و یادگار زریرانِ باستانی: برادر دلیر گشتاسپ و فرمانده ایران که در جنگ مقدس برای دین زرتشت به شهادت رسید.
خواندن مقاله
کاکاییهای عراق: شاخهٔ عراقیِ کردیِ آیین یارسان، اهل حق، باورهای برادری، پنهانکاریِ برخاسته از آزار و پایداریِ آنان.
خواندن مقاله
بهرام در شاهنامه: پهلوان وفادار، پسر گودرز، که برای نجات شاهزاده فرود کوشید و هنگام بازگشت به میدان نبرد برای تازیانهٔ گمشدهاش به مرگی تراژیک دچار شد.
خواندن مقاله
گشتاسپ در شاهنامه: شاهی که پشتیبان شاهانهٔ زرتشت پیامبر شد و پدر اسفندیار بود؛ پدری که پیمانشکنیهایش پسر خودش را به کام مرگ کشاند.
خواندن مقاله
لهراسپ در شاهنامه: شاهی که کیخسرو او را جانشین خود برگزید، پدر گشتاسپ و برپاکنندهٔ آتش مقدس که در دفاع از بلخ در برابر تورانیان جان باخت.
خواندن مقاله
فریبرز در شاهنامه: شاهزادهٔ پسر کیکاووس و مدعیِ رقیبِ کیخسرو که در آزمون دژ دیوان ناکام ماند و پهلوان وفادار ایران شد.
خواندن مقاله
فقیران آیین ایزدی: زاهدان وقفشدهای که به پیروی از شیخ عدی خرقهٔ سیاه مقدس میپوشند، روزههای بزرگ را نگاه میدارند و در درهٔ مقدس لالش خدمت میکنند.
خواندن مقاله
دونادونی و مظهریت در آیین یارسان: انتقال روح از میان هزار و یک زندگی و ظهورهای پیاپی ذات الهی در کالبد انسانی.
خواندن مقاله