در سایهٔ کوههای زاگرس، آنجا که دجله از سرزمینهای کهن میگذرد و امپراتوریها همچون فصلها برمیآیند و فرومیافتند، جهانِ کردیِ سدهٔ 19 با نوزاییِ فرهنگی میتپید. در میانِ آشوبِ سیاسیِ امارتِ بابان، امارتی کردی و نیمهخودمختار گرفتار میانِ بلندپروازیهای عثمانی و قاجار، مصطفیبگ صاحبقران، نامدار به تخلصِ «کردی»، پدیدار شد. او حدودِ 1806 یا 1812 در سلیمانیه زاده شد و در 1850 از جهان رفت و از ستونهای بنیادینِ ادبیاتِ نوینِ کردی به شمار میآید.
او همراه با همروزگارانش، نالی و سالم، مکتبِ شعرِ بابانی را بنیان نهاد؛ گویشِ سورانی را به نیرویی ادبی بدل کرد و در آن مضمونهای عشق، فلسفه، عرفان و تأملِ تاریخی دمید. شعرهایش، با آنکه کمتر از آثارِ همتایانش ترجمه و بررسی شدهاند، جوهرِ مردمی را ثبت میکنند که در عصرِ دستاندازیِ امپراتوریها برای خودمختاریِ فرهنگی میکوشیدند.
این نوشته زندگیِ کردی، دستاوردهای شعری و میراثِ ماندگارش را بررسی میکند و با تکیه بر گزارشهای اندک اما تأثیرگذارِ روزگارِ او، تصویری از شاعری میسازد که کلامش به شکلگیریِ هویتِ کردی یاری رساند.
پسزمینهٔ تاریخی: امارتِ بابان و شکوفاییِ فرهنگیِ کردی
برای شناختِ کردی، نخست باید جهانِ زندگیِ او را شناخت. امارتِ بابان که در اوایلِ سدهٔ 17 برپا شد، مناطقی از کردستانِ عراقِ امروزی و غربِ ایران را دربر میگرفت. پایتختِ پرجنبوجوشش، سلیمانیه، در 1781 به دستِ شاهزاده محمودپاشا بابان بنیان نهاده شد. این امارت زیرِ فرمانِ خاندانِ بابان بود که خود را از نسلِ زنی فرانکی میدانستند که در نبرد اسیر شده بود؛ در میانِ رقابتهای عثمانی و ایران، حیاتی متزلزل داشت. از 1723 تا 1746 شاهزادگانِ بابان با نیروهای عثمانی علیهِ قاجارها همپیمان شدند، اما تا میانهٔ سدهٔ 19، رقابتهای داخلی با دیگر قدرتهای کردی مانندِ سوران و بهتان، همراه با فشارهای تمرکزگرایانهٔ استانبول و تهران، خودمختاریِ آن را فرسود.
بابانها تنها جنگاور نبودند؛ پشتیبانِ هنر هم بودند. در نیمهٔ نخستِ سدهٔ 19، با تشویقِ آنان، مکتبی شعری شکوفا شد که نالی چهرهٔ محوریاش بود. این «مکتبِ بابانی» نقطهٔ عطفی در ادبیاتِ کردی شد و زبانِ ادبیِ کردستانِ جنوبی را از چیرگیِ گویشِ گورانی/هورامی به سورانی منتقل کرد. از سنتهای پارسی و عربی اثر پذیرفت و وزنِ عروضِ عربی را به شعرِ سورانی وارد کرد؛ بیانِ غنایی را با احساساتِ میهنیِ نوظهور درآمیخت. کردی، زادهٔ این بسترِ بارور، یکی از «سه ستونِ» آن شد؛ سهگانهای شاملِ نالی و سالم که سورانی را به ابزاری برای ژرفای فکری و عاطفی بدل کردند.
این عصر هم شکوه داشت و هم کشمکش. شورشِ بابان (1844–1847)، به رهبریِ احمدپاشا بابان، با شکست از نیروهای عثمانی پایان یافت؛ شهرزور ضمیمه شد و این شکست نشانهٔ زوالِ امارت در 1850 بود، همان سالِ مرگِ کردی. این دگرگونیِ سیاسی در لحنِ دروننگر و عرفانیِ شعرِ بابانی بازتاب داشت؛ شاعرانی مانندِ کردی با ناپایداریِ عشق، معماهای فلسفی و سنگینیِ تاریخ دستوپنجه نرم میکردند.
سالهای آغازین: از تبارِ اشرافی تا بیداریِ شاعرانه
مصطفیبگ صاحبقران در سلیمانیه، قلبِ امارتِ بابان، زمانی میانِ 1806 و 1812 زاده شد؛ منابع یکسان نیستند و برخی 1809 را ذکر میکنند. از خاندانِ معتبرِ صاحبقران بود، تباری اشرافی که با نخبگانِ حاکمِ بابان پیوند داشت. پدرش، محمودبگ صاحبقران، عضوِ همین حلقهٔ اشرافی بود و خاندان چندین چهرهٔ ادبی پرورد. کردی پسرعموی سالم، عبدالرحمانبگ صاحبقران (1800–1866)، یکی دیگر از بنیانگذارانِ بابانی، و عموی شاعرانِ بعدی مانندِ حمدی، احمدبگ فتاحبگ صاحبقران (1878–1936)، بود.
جزئیاتِ آموزشِ کردی روشن نیست؛ کمبودِ گزارشهای زندگینامهایِ آن عصر چنین وضعی را معمول میسازد. احتمالاً چون فرزندِ اشراف در درباری سرشار از فرهنگ بود، در کنارِ علومِ اسلامی، شعر و تاریخ، زبانهای پارسی، عربی و کردی را آموخت. مدرسهها و محافلِ ادبیِ سلیمانیه میبایست کلاسِ درسِ او بوده باشند و او را با شاعرانِ کلاسیکِ پارسی، چون حافظ و مولوی، آشنا کرده باشند؛ تأثیرِ آنان در آثارِ بابانی بازتاب دارد. پشتیبانیِ شاهزادگانِ بابان چنین فعالیتهایی را پروراند؛ دربارِ محمودپاشا کانونِ دانشوران و هنرمندان بود و شکوفاییِ ادبیِ شاخصِ آن دوره را تشویق میکرد.
سالهای آغازینِ زندگیِ کردی با اوجِ امارت و نخستین مراحلِ افولش همزمان بود. در نوجوانیِ او، منطقه از نیروی فکری سرشار بود، اما تنشهای عثمانی و قاجار سایه میانداخت. انتخابِ تخلصِ «کردی»، بهسادگی به معنای «کرد»، نشانهای از آگاهیِ قومیِ نوظهور است؛ تأکیدی ظریف بر هویت در محیطی چندزبانه و زیرِ تأثیرِ چند امپراتوری. گرچه حکایتِ مشخصی از جوانیاش باقی نمانده، جایگاهِ اشرافی به او فراغتِ سرودن میداد و زمینهٔ کارِ شاعریاش را فراهم کرد.
زندگیِ شعری: ساختنِ میراثِ بابانی
سفرِ ادبیِ کردی در دهههای 1830 و 1840 شکل گرفت، زمانی که مکتبِ بابانی قوام مییافت. در سلیمانیه با نالی (1797/1800–1855/1856) و سالم معاشرت داشت و سهگانهای ساختند که شعرِ سورانی را دگرگون کرد. آثارشان از وزنهای هجاییِ گورانی به عروضِ الهامگرفته از عربی رفت که از راهِ پارسی وام گرفته شده بود و با آواهای سورانی سازگار میشد. این نوآوری شعرِ ساختارمندتر و بیانگرتر را ممکن ساخت و سنتهای شفاهیِ محلی را با قالبهای کلاسیک آمیخت.
آثارِ کردی، گردآمده در دیوانِ او که پس از مرگش در 1931 در بغداد، به تصحیحِ کردی و مریوانی، منتشر شد، شاملِ غزلها و قصیدهها، یعنی سرودههای غنایی و مرثیههاست. به کردیِ سورانی، پارسی و عربی مینوشت که چندزبانگیِ کردهای درسخوانده را بازتاب میداد. مضمونهایش با همروزگارانش مشترک بود: شور و رنجِ عشقِ رمانتیک، تأملهای فلسفی در سرنوشت و هستی، عرفانِ صوفیانه با تأثیرِ نقشبندیهٔ رایج در کردستان، و روایتهای تاریخیِ یادآورِ شکوهِ بابان.
برخلافِ نالیِ پرکارتر که دیوانش بیش از 200 غزل دارد، آثارِ کردی اندک بود؛ شاید به سببِ مرگِ زودهنگام در 38–44سالگی. بااینهمه، سبکِ او ظریف و دروننگر بود و بر ژرفای عاطفی، بیش از حجمِ آثار، تأکید داشت. در عصری که شعر نقشِ تفسیرِ اجتماعی داشت، سرودههای کردی بهظرافت زیادهرویِ امپراتوریها را نقد میکرد و حسِ میهندوستیِ نوپا را میپروراند. زندگیاش با جنجالِ بزرگی همراه نبود؛ آرام زیست و در روزهای رو به پایانِ امارت شعر سرود.
مکتبِ بابانی: انقلابی ادبی
مکتبِ بابانی که نامش را از امارت گرفت، بیش از یک سبک بود؛ جنبشی بود. در اوایلِ سدهٔ 19 پدید آمد و به نفوذِ تجدد و ملیگرایی در جامعهٔ کردی پاسخ میداد. کردی، نالی و سالم سورانی را بهعنوانِ زبانی ادبی سامان دادند و از چیرگیِ گورانی/هورامی در مکتبهای پیشین فاصله گرفتند. وزنِ عروض را وارد کردند و پیچیدگیِ آهنگینی ممکن ساختند که با آواهای سورانی سازگار بود.
نقشِ کردی تعیینکننده بود؛ شعرهایش نمونهٔ آمیزشِ غنا و اندیشه در این مکتب بود. نالی زیباییِ کردستان را میستود و سالم به فلسفه میپرداخت، اما کردی میانِ هر دو توازن میساخت؛ غزلهایش احساسِ شخصی را با تأملهای گستردهتر میبافت. مکتب بر شاعرانِ بعدی مانندِ حاجی قادر کویی (1817–1897) اثر گذاشت که مضمونهای میهنی را پررنگتر کرد، و در سدهٔ 20 با چهرههایی مانندِ پیرمرد ادامه یافت.
در بستری گستردهتر، شعرِ بابانی دگرگونیهای جهانی را بازتاب میداد: رمانتیسم در اروپا و نهضت در جهانِ عرب. برای کردها، در میانِ چندپارگی هویت را حفظ کرد و سورانی به گویشِ ادبیاتِ کردستانِ عراق بدل شد.
مضمونها، سبک و شعرهای دشواریاب
شعرِ کردی به مضمونهایی همگانی اما دارای پژواکِ محلی میپرداخت. عشق در غزلهایش غالب بود و بهصورتِ الهی و زمینی تصویر میشد و سنتهای صوفیانه را بازتاب میداد. فلسفه به شکنندگیِ انسان و سرنوشت میپرداخت، و عرفان تأثیرهای نقشبندیِ کردستان را نشان میداد. نقشمایههای تاریخی بر افولِ بابان میگریستند و بهظرافت میهنی بودند.
از نظرِ سبک، قالبهای سازگارشده با عروض را با تصویرهای غنی از طبیعت و زندگیِ روزمره ترجیح میداد. چندزبانگی آثارش را غنا میبخشید: پارسی برای ظرافت، عربی برای ژرفا و سورانی برای اصالت.
دریغا که ترجمههای انگلیسی کمیاباند؛ جستوجوها شعرهای کردهای متأخر، مانندِ شیرکو بیکس یا کژال احمد، را به دست میدهند. میتوان غزلهایش را چنین تصور کرد: «در باغِ عشق، خارها با گلها میشکفند / زمزمهٔ دل در قامتِ کوهها پژواک مییابد.» (نمونهای فرضی، بر پایهٔ مضمونها.) دیوانش برای خوانندگانِ سورانی گنجینهای باقی مانده است.
مرگ و میراث: پژواکها در کردستانِ نوین
کردی در 1850 در سلیمانیه، در حدودِ 38–44سالگی، به عللِ طبیعی یا بیماری درگذشت. مرگش با پایانِ بابان همزمان شد و نمادی از دگرگونیِ فرهنگی بود. در سلیمانیه به خاک سپرده شد و احتمالاً مزارش محلِ ادایِ احترامِ خاموش است.
میراثِ کردی از راهِ مکتبِ بابانی دوام دارد و بر شاعرانی مانندِ گوران و بیکس اثر میگذارد. به تثبیتِ جایگاهِ ادبیِ سورانی و رشدِ ملیگراییِ کردی یاری رساند. امروز در کردستانِ عراق، نامش حسِ افتخار میآورد؛ دانشورانی مانندِ رفیق حلمی و عزالدین مصطفی رسول نقشش را بررسی میکنند.
در کردستانی چندپاره، کردی قدرتِ وحدتآفرینِ شعر را به ما یادآوری میکند. سرودههایش، هرچند ترجمههایشان اندک است، از پایداری زمزمه میکنند؛ میراثی برای نسلها.
منابع
در ادامه، فهرستی گردآمده از منابع و ارجاعهای مهمِ تاریخیِ مربوط به کردی (1806/1812–1850) آمده که از نوشتههای معتبرِ زندگینامهای، دانشگاهی و آرشیوی گرفته شدهاند. زندگی، شعر، نقشش در مکتبِ بابانی و میراثش را پوشش میدهند.
منابع بهصورتِ شمارهدار، همراه با عنوان، نویسنده در صورتِ دسترسی، اطلاعاتِ انتشار و نشانیِ اینترنتی برای دسترسی آمدهاند.
کردی (شاعر)؛ مدخلِ ویکیپدیا دربارهٔ زندگینامه، زادروز (1806 یا 1812)، مرگ در 1850، نقشِ او بهعنوانِ بنیانگذارِ مکتبِ بابانی همراه با نالی و سالم، و آثارش به کردیِ سورانی، پارسی و عربی.
نشانیِ اینترنتی: https://en.wikipedia.org/wiki/Kurdî_(poet)
کردی؛ مدخلِ کردیپدیا دربارهٔ زندگیِ او در سلیمانیه، مضمونهای شعرش (عشق، فلسفه، عرفان و تاریخ)، قالبها (غزل و قصیده) و بنیانگذاریِ مکتبِ بابانی.
نشانیِ اینترنتی: https://www.kurdipedia.org/default.aspx?lng=8&q=20220122062224402398
شاعرانِ کرد در گذرِ تاریخ: نالی (1800-1856)؛ مقالهٔ «عدالت برای کردها» دربارهٔ سهمِ کردی در تبدیلِ سورانی به زبانِ ادبیِ کردستانِ جنوبی، در کنارِ نالی و سالم.
انتشار: 23 سپتامبر 2021
نشانیِ اینترنتی: https://justiceforkurds.org/2021/09/23/kurdish-poets-throughout-history-nali-1800-1856/
تاریخِ شعرِ کردی؛ فصلی از انتشاراتِ دانشگاهِ کمبریج که بسترِ تاریخیِ شعرِ کردی، از جمله مکتبِ بابانی و شاعرانِ کلاسیکی مانندِ کردی، را توضیح میدهد.
نالی؛ دانشنامهٔ ایرانیکا؛ مدخلی که در ویکیپدیا به آن ارجاع داده شده و نالی و همروزگارانش، مانندِ کردی، را در بسترِ شعرِ کردیِ سدهٔ 19 بررسی میکند.
نشانیِ اینترنتی: https://iranicaonline.org/articles/nali
جغرافیای تاریخی و فرهنگیِ کردها در شعرهای «حمدی»؛ مقالهٔ کردشاپ دربارهٔ حمدی که به نسبتش با کردی (عموی او) و خاندانِ صاحبقران در سنتِ ادبیِ بابانی اشاره میکند.
انتشار: 23 فوریهٔ 2024
نشانیِ اینترنتی: https://kurdshop.net/en/language/4540
ادبیاتِ کردی؛ مرورِ ویکیپدیا بر تاریخِ ادبیِ کردی که به شاعرانِ سدهٔ 19 و گذار به سورانی در مکتبِ بابانی اشاره دارد.
نشانیِ اینترنتی: https://en.wikipedia.org/wiki/Kurdish_literature
خزنهدار، مارف، تاریخِ ادبیاتِ کردی، جلدِ سوم؛ کتابی از مارف خزنهدار دربارهٔ تاریخِ ادبیاتِ کردی، جلدِ 3، شاملِ کردی و مکتبِ بابانی (به زبانِ کردی).
انتشار: 2003
ناشر: انتشاراتِ آراس، اربیل
کردی، مصطفیبگ، دیوانِ کردی؛ مجموعهٔ شعرهای کردی، «دیوانِ کردی»، به تصحیحِ گیو مکریانی که برای بررسیِ آثارِ او منبعی دستاول فراهم میکند.
انتشار: 1387 (2008 میلادی)
شاعرانِ کرد در گذرِ تاریخ: مولوی تاوگوزی؛ نوشتهٔ «عدالت برای کردها» که بسترِ شعرِ کردیِ سدهٔ 19 را بیان میکند و بهطورِ غیرمستقیم به عصرِ شاعرانِ بابانی مانندِ کردی اشاره دارد.
انتشار: 30 سپتامبر 2021
نشانیِ اینترنتی: https://justiceforkurds.org/2021/09/30/kurdish-poets-throughout-history-mawlawi-tawagozi/
