سید حسین اخلاطی (درگذشته در 1397) دانشمندِ علومِ خفیه، حروفگرا، پزشک و کیمیاگری مسلمان و کرد از حوزهٔ فرهنگِ پارسی بود که در نوزاییِ دانشِ علومِ خفیه در اواخرِ سدهٔ چهاردهم در جهانِ اسلام به یکی از چهرههایِ محوری بدل شد. در دربارِ برقوق، سلطانِ مملوک، در قاهره مستقر بود و نسلی از شاگردان را پرورش داد که سپس به زندگیِ فکریِ قلمروهایِ ممالیک و عثمانیِ آغازین شکل دادند.

فهرستِ مطالب
رسالهٔ سرخاب و آثارِ علومِ خفیه
پیشینه و هویتِ کردی
اخلاطی در منابع مسلمانی کرد از حوزهٔ فرهنگِ پارسی معرفی میشود؛ دانشوری کرد در بسترِ فرهنگِ علمیِ فارسیزبان؛ فارسی زبانِ مشترکِ اهلِ دانشِ منطقه و روزگارِ او بود. نامش از آهلات (اخلاط) گرفته شده است؛ شهری در شرقِ ترکیهٔ امروزی، بر کرانهٔ غربیِ دریاچهٔ وان، که از دیرباز بخشی از جهانِ فرهنگیِ کردها بود. برخی منابع تبریز را خاستگاهِ احتمالیِ دیگرِ او میدانند. جزئیاتِ اوایلِ زندگیاش ثبت نشده است.
ورود به قاهره و دربارِ برقوق
اخلاطی به قاهرهٔ ممالیک مهاجرت کرد، زیرا این شهر به یکی از مهمترین مراکزِ علومِ خفیه در جهانِ اسلام بدل شده بود؛ علومی که مطالعهٔ رمل، حروفگرایی، کیمیاگری و دانشهایِ باطنیِ مرتبط را در بر میگرفتند. در آنجا توجهِ سلطان برقوق (دورانِ فرمانروایی: 1382–1399)، بنیانگذارِ شاخهٔ بُرجیِ ممالیک، را جلب کرد و سلطان او را پزشک و کیمیاگرِ شخصیِ خود گماشت. این حمایتِ سلطنتی به اخلاطی امنیت و منابعِ لازم برایِ پیگیریِ کار و جذبِ شاگردان را داد.
رسالهٔ سرخاب و آثارِ علومِ خفیه
مهمترین اثرِ بازماندهٔ اخلاطی رسالهٔ سرخاب است؛ راهنمایِ رمل، یعنی هنرِ پیشگویی از راهِ الگوها و شکلها. این اثر کارِ رمل را به چارچوبِ گستردهترِ حروفگراییِ اسلامی، یعنی تفسیرِ باطنیِ حروفِ عربی موسوم به علمالحروف، پیوند میدهد و آمیزشِ سنتهایی را بازتاب میدهد که ویژگیِ احیایِ علومِ خفیه در دورانش بود. او کتابِ باطنیِ جامعی نیز برایِ خودِ سلطان برقوق نوشت، هرچند به نظر میرسد این اثر بهطورِ کامل برجا نمانده باشد.
رویکردِ او از مراجعِ پیشین، از جمله ابنعربی و برادرانِ صفا (اخوانالصفا)، بهره میگرفت و نجوم، پزشکی، پیشگویی و طلسمسازی را در چارچوبی واحد میآمیخت.
شبکهٔ فکری و شاگردان
ماندگارترین تأثیرِ اخلاطی از راهِ شاگردانی بود که در قاهره پرورش داد. در میانِ آنان ابنترک، حسن ابرقوهی، شرفالدین علی یزدی (تاریخنگارِ بعدیِ لشکرکشیهایِ تیمور)، شمسالدین فناری (که دانشوری مهم در قلمروِ عثمانی شد) و اثرگذارترینِ همه، شیخ بدرالدین سماوی، بودند؛ کسی که بعدها قیامی بزرگ و هزارهگرایانه علیهِ دولتِ عثمانی را رهبری کرد و سپس در 1416 اعدام شد.
این شبکهٔ شاگردان که از قاهره تا آناتولی و جهانِ عثمانیِ آغازین گسترده بود، روشنترین گواهِ دامنهٔ نفوذِ فکریای است که اخلاطی از جایگاهش در دربارِ برقوق به دست آورد.
نقدِ ابنخلدون
ابنخلدون (1332–1406)، تاریخنگار و متفکرِ اجتماعیِ بزرگ که خود در دورانِ فرمانرواییِ برقوق در قاهره بود، از برجستهترین منتقدانِ احیایِ علومِ خفیه بود. مقدمهٔ ابنخلدون تحلیلی مفصل و شکاکانه از رمل، حروفگرایی و کیمیاگری، همان رشتههایِ تخصصِ اخلاطی، در بر دارد و همعصران نقدش را چالشی علیهِ حلقهای میدانستند که اخلاطی نمایندهاش بود. با وجودِ این مخالفت، حمایتِ برقوق اخلاطی را از پیامدهایِ عملیِ آن مصون نگه داشت.
نوشتهای پیشین در این وبسایت بهاشتباه گفته بود که ابنقیم نیز اخلاطی را نقد کرده است. این ممکن نیست: ابنقیم جوزیه در 1350 درگذشت؛ بیش از سی سال پیش از آغازِ فرمانرواییِ برقوق. گرچه ابنقیم بهتفصیل در مخالفت با کارهایِ علومِ خفیه بهطورِ کلی نوشت، نمیتوانسته اخلاطی را بشناسد یا به آثارش پاسخ دهد.
میراث
اخلاطی در 1397، همان سالِ درگذشتِ حامیاش برقوق، درگذشت. میراثش بیش از هر چیز در شبکهٔ دانشورانی است که پرورش داد و در آمیزشِ فکریای که در دربارِ برقوق به پدیدآمدنش یاری رساند. اندیشههایش از راهِ شاگردش بدرالدین سماوی به برخی از پرحادثهترین رویدادهایِ تاریخِ دینی و سیاسیِ آغازِ عثمانی راه یافت. از راهِ شمسالدین فناری و شرفالدین علی یزدی، نفوذش به دانشِ عثمانی و تاریخنگاریِ آسیایِ مرکزیِ تیموری رسید.
پرسشهای متداول
سید حسین اخلاطی به چه شناخته میشود؟
بهعنوانِ دانشمندِ علومِ خفیه و پزشکی مسلمان و کرد از حوزهٔ فرهنگِ پارسی شناخته میشود که در قاهره در خدمتِ سلطان برقوقِ مملوک بود و نقشی محوری در احیایِ دانشِ علومِ خفیه در اواخرِ سدهٔ چهاردهم داشت. نویسندهٔ رسالهٔ سرخاب، راهنمایِ رمل، و آموزگارِ چندین دانشوری است که به زندگیِ فکریِ عثمانی در دورههایِ بعد شکل دادند.
آیا ابنقیم اخلاطی را نقد کرد؟
خیر. ابنقیم جوزیه در 1350 درگذشت؛ بیش از سه دهه پیش از فعالیتِ اخلاطی در دربارِ برقوق. منتقدِ حلقهٔ اخلاطی، ابنخلدون (1332–1406) بود که همعصرش بود و تحلیلِ شکاکانهٔ خود از علومِ خفیه، از جمله رمل و حروفگرایی، را تا اندازهای در پاسخ به احیایی نوشت که اخلاطی نمایندهاش بود.
اخلاطی چه زمانی درگذشت؟
سید حسین اخلاطی در 1397، همان سالِ درگذشتِ حامیاش سلطان برقوق، درگذشت.
منابع
نوآ گاردینر، «دانشنامهنویسیِ علومِ خفیهٔ عبدالرحمن بسطامی»، نشریهٔ مطالعاتِ ممالیک، جلدِ 20، 2017؛ پژوهشی علمی و کلیدی دربارهٔ شبکهٔ علومِ خفیهٔ ممالیک که اخلاطی در آن جایگاهی محوری داشت.
ابنخلدون، المقدمه (حدودِ 1377)؛ دربردارندهٔ نقدِ همعصرِ رمل، حروفگرایی و کیمیاگریِ رایج در دربارِ برقوق.
دانشنامهٔ ایرانیکا، مدخلِ «اخلاطی».
سید حسین اخلاطی، رسالهٔ سرخاب؛ اثرِ اصلی در رمل.