زندگی او ادارهٔ معسکر، عمران و حمایت از دانشوران را به نبردها و مذاکرات بازگشت وهران در ۱۷۹۲ پیوند می‌دهد.

حکاکی حیاط کاخی با رواق در وهران، چند نفر و مناره‌ای پشت بام‌ها
رواق ورودی کاخ بای با منارهٔ مسجد پاشا در پس‌زمینه؛ حکاکیِ هنرمند ناشناس، فهرست‌شده حدود ۱۸۳۳. تصویر تحویل شهر در ۱۷۹۲ نیست. Wikimedia Commons · unidentified artist, c. 1833 · Public domain.

خانواده و پیوند کردی

محمد بن عثمان فرمانروای استانی در حکومت الجزایر بود. گورگوس در نوشتهٔ ۱۸۵۷ پدرش را عثمان کرد، قائد پیشین ملیانه و بای تیتری، معرفی می‌کند. این شاهدی تاریخی و مشخص بر پیوند کردی خانواده است؛ زاده‌شدن خود محمد در کردستان را ثابت نمی‌کند. لقب پیشین او لکحل نیز ثبت شده است. [1] سال تولد نامطمئن یا کودکی خیالی در کوهستان، ضرورتی برای شرح زندگی او ندارد.

از خاندان ابراهیم تا حکومت معسکر

به روایت متن، عثمان خانواده‌اش را به ابراهیم سپرد. محمد داماد او شد و همراهش به استان غرب رفت. در ۱۷۶۴–۱۷۶۵ قائد فلیته و در ۱۷۶۸ خلیفه، یعنی معاون استانی، شد. در لشکرکشی ناموفق اسپانیا به الجزایر در ۱۷۷۵ نیروهای غرب را فرماندهی کرد. بلافاصله جانشین ابراهیم نشد؛ نخست خلیل آمد و انتصاب محمد در معسکر به ۱۷۷۹ نسبت داده می‌شود. [1] این ترتیب، نقش مناصب و خاندان حاکم را روشن می‌کند.

غله، آب و ساخت‌وساز

گورگوس از خرید غله و عرضه در بازار هنگام کمیابی، غذارسانی آشپزخانهٔ کاخ به نیازمندان و کار ساختمانیِ دستمزدی سخن می‌گوید. تعمیر و گسترش مسجد، آبراه، آب‌نما، پل، استحکامات و فندق بازار معسکر را به او نسبت می‌دهد. فندق کارکرد اقامت و تجارت داشت و املاک حبوس مؤسسات دینی را تأمین می‌کرد. [1] خوراک و زیرساخت و موقوفات می‌توانستند اقتدار را تقویت کنند. روایت ستایش‌آمیز، گواه رفاه همگانی نیست.

کتابخانه و پشتیبانی از دانش

متن مدرسه و کتابخانهٔ وقفیِ مسجد معسکر، احیای دو مدرسه و موقوفاتشان در تلمسان، پاداش مجموعه‌های ادبی و پزشکی، شاعران و نسخه‌نویسان را شرح می‌دهد. گورگوس بسیار به قصیدهٔ شرح‌شدهٔ احمد بن محمد بن علی بن سحنون، از نزدیکان بای، متکی است. [1] حمایت مالی بخشی از ستایش‌های باقی‌مانده را توضیح می‌دهد. فرض‌های استعماری تدوینگر فرانسوی سدهٔ نوزدهم نیز باید نقادانه خوانده شوند.

وهران پیش‌تر هم دست‌به‌دست شده بود

اسپانیا مرسی‌الکبیر را در ۱۵۰۵ و وهران را در ۱۵۰۹ گرفت. هر دو در ۱۷۰۸ به حکومت الجزایر رسیدند و اسپانیا در ۱۷۳۲ بازپسشان گرفت. پس تصرف تا ۱۷۹۲ پیوسته نبود. [2] دستاورد محمد مربوط به این پایگاه‌های ساحلی بود، نه سراسر الجزایر. معسکر و پادگان‌های ساحل بخش‌های متفاوت یک فضای مورد منازعه بودند.

فشار نظامی و عقب‌نشینی توافقی

ترکی حساین با اسناد اسپانیایی، فشار نظامی و دیپلماسی را به هم پیوند می‌دهد. زلزلهٔ اکتبر ۱۷۹۰ مهم بود، اما گفتگوها زودتر آغاز شده بودند. در ۱۷۹۱ نبرد و مذاکره هم‌زمان پیش رفتند. قرارداد ۱۲ سپتامبر ۱۷۹۱ در الجزایر، تصویب‌شده در دسامبر در مادرید، بازگرداندن دو شهر و امتیازات تجاری اسپانیا را مقرر کرد. نیروها در فوریهٔ ۱۷۹۲ خارج شدند؛ بای همان ماه کلیدی طلایی و تشریفاتی به قسطنطنیه فرستاد. [2] محاصره، زلزله، قرارداد و تخلیه مراحلی جدا و مرتبط بودند.

کاخی با چند دورهٔ تاریخی

پژوهش INHA Imaneo اقامتگاه را در دژ پیشین اسپانیایی روزالکازار قرار می‌دهد. جانشینان بای از آن استفاده کردند و در ۱۸۳۱ مقر نظامی فرانسه شد. رواق و تالارهای پذیرایی در سدهٔ نوزدهم تغییر کردند. [3] حکاکیِ حدود ۱۸۳۳ پس از زندگی محمد است. [4] همهٔ آرایه‌های امروز را نمی‌توان به او یا ۱۷۹۲ نسبت داد؛ بنا نشانهٔ حکومت‌های پیاپی است.

منابع و مطالعه بیشتر

  1. Gorguos, Notice sur le Bey d’Oran, Mohammed el Kebir, Revue africaine, 1857, pp. 403–416; family, offices, public works and patronage.
  2. Ismet Terki Hassaine, Oran au XVIIIe siècle, Insaniyat 23–24, 2004, pp. 197–222; Spanish archival research on occupation, negotiations and restitution.
  3. INHA, Imaneo, Palais du Bey, Oran; architectural history of the fortress, palace and nineteenth-century alterations.
  4. Bey’s Palace colonnade, Oran, engraving catalogued about 1833, unidentified artist; public-domain reproduction, Wikimedia Commons.