مقدمه
میترا یکی از کهنترین و بزرگترین خدایان جهان ایرانی است؛ ایزد پیمان، سرور روشنایی و خورشید و نگاهبان همهبینِ راستی و داد. هزاران سال در سراسر سرزمینهای مردمان ایرانی پرستیده شده و در فارسی مهر نام دارد. او از باستانیترین ایزدانی است که آدمی نام نهاده است؛ حتی کهنتر از زرتشت پیامبر.
میترا در بنیاد خود خدایی است که پیوند میدهد. خودِ نامش به معنای نیروی پیونددهندهٔ پیمان است؛ نیروی مقدس سوگند و قرارداد، اعتمادی که دوست را به دوست و مردم را به مردم پیوند میدهد. از این جایگاه به سرور روشنایی و خورشید بدل شد؛ داوری بیخواب که بر هر وعده نظارت میکند و شخصیتی چنان محبوب که پرستشش در صورتی دگرگونشده تا میان لژیونهای روم گسترش یافت.
میترا برای کردها اهمیت ویژه دارد؛ زیرا دین باستانی روشنایی و خورشید که زمانی در کوههای زاگرس جای داشت، ژرف در میراث کردی تنیده شده است. جشن پاییزی مهرگانِ او هنوز پاسخگوی بهار نوروز است و حرمت خورشید، همان روژِ پرچم کردی، که در سنتهای کردی و ایزدی جاری است، یاد دوردست این کهنترینِ خدایان را با خود دارد.
فهرست مطالب
میترا کیست؟
میترا که در فارسی مهر یا میهر شناخته میشود، ایزدی باستانی از جهان ایرانی است؛ یزته یا موجودی شایستهٔ پرستش که قلمروهایش پیمان و سوگند، روشنایی و خورشید، داد و راستی است. او یکی از کهنترین خدایان جهان هند و ایرانی، نگاهبان قراردادها و دوستی، داور همهبینی که پیمانشکن را کیفر میدهد و پاسدار دام، محصول و آبهاست. از باستانیترین روزگار در سراسر جهان ایرانی گرامی داشته شده، ریشهٔ ژرف حرمت خورشید در میان مردمان ایرانیتبار است و جشن پاییزی مهرگان نیز با او پیوند دارد.
نکات کلیدی
میترا یا مهر یکی از باستانیترین خدایان جهان ایرانی است.
نامش به معنای پیوند دادن است؛ او ایزد پیمان، سوگند و قرارداد است.
او همچنین سرور روشنایی و خورشید و داور همهبینِ راستی است.
در آیین زرتشتی ایزدی است که جنبهٔ دوستانهٔ اهورامزدا را بازمینمایاند.
جشنهای او مهرگان در پاییز و یلدا، شب پیش از زایش او، در زمستاناند.
پرستش او ریشهای ژرف در حرمت خورشید در فرهنگ کردی و ایرانی دارد.
اطلاعات کوتاه
نام: میثره در اوستایی؛ مهر یا میهر در فارسی؛ میتره در ودایی؛ میتراس در رومی
نوع شخصیت: ایزد باستانی ایرانی، یزته؛ یکی از کهنترین خدایان هند و ایرانی
قلمروها: پیمان، سوگندها، قراردادها، دوستی، داد، راستی، روشنایی و خورشید
معنای نام: از ریشهای به معنای پیوند دادن؛ پیوند پیمان و قرارداد
همچنین نگاهبانِ: دام، محصول و آبها؛ داوری همهبین
سرود اصلی: مهریشت، بلندترینِ سرودهای اوستایی
در آیین زرتشتی: ایزدی که جنبهٔ دوستانهٔ اهورامزدا را بازمینمایاند
جشنها: مهرگان در پاییز و یلدا، شب پیش از زایش میترا، در زمستان
صورت رومی: میتراس، کانون کیش رازآمیز میترائیسم
گواهها: پرستیده از روزگار هخامنشی؛ ریشهٔ ژرف حرمت خورشید در فرهنگ ایرانی
خدای پیمان
میترا پیش از هر چیز خدای پیمان است. نامش از ریشهای کهن در زبان هند و ایرانی به معنای پیوند دادن میآید و معنای خودِ پیوند را با خود دارد: سوگند، قرارداد، توافق سوگندخوردهای که یک طرف را به دیگری میبندد. برای ایرانیان باستان چنین پیوندهایی مقدس بود و میترا نیروی ایزدیِ پشتیبان آنها بود؛ ضامن هر وعدهٔ دادهشده و دوستیای که وعدهها میآفرینند. سوگند به نام میترا جدیترین سوگندی بود که فرد میتوانست یاد کند و شکستن آن فراخواندن خشم او بود.
منش میترا بهعنوان داور از همین نقشِ نگاهبان پیمان سرچشمه میگیرد. او همهبین است، هر کرداری را میبیند و هر سخنی را میشنود و نمیتوان فریبش داد. برای وفاداران دوست و پاسدار است، اما با خشم بر پیمانشکن و دروغگو فرود میآید؛ زیرا در بینش ایرانی، شکستن پیمان گناهی در برابر خودِ نظم جهان است. در این نقش با اَشَه، اصل بزرگ زرتشتیِ راستی و نظم و داد، پیوند دارد و نگاهبان خستگیناپذیر آن است.
سرور روشنایی و خورشید
میترا سرور روشنایی نیز هست. در کهنترین روایت هر روز با گردونهای از آسمان میگذرد، پیشاپیش خورشید میرود و از خود درخششی میتاباند. نخستین کسی است که از فراز کوهها برمیآید و بر جهان مینگرد. چون روشناییاش همهچیز را آشکار میکند، نقش او بهعنوان داور همهبین و سرشتش بهعنوان موجودی روشن، یکیاند: هیچچیز را نمیتوان از خدایی پنهان کرد که خود روشنایی آسمان است.
در گذر سدههای دراز، میترا هرچه بیشتر با خودِ خورشید یکی دانسته شد تا در بخش بزرگی از سنت متأخر، مهر هم معنای خدا و هم خورشید یافت. او در جهان زمینی همچنین بخشندهٔ زندگی و فراوانی، نگاهبان دام و محصول و آبها و نیروی ایزدیای است که چراگاهها را سبز میکند و گلهها را فزونی میبخشد. مهریشت، بلندترین سرود اوستایی و سرودی که از همه بهتر حفظ شده، به او اختصاص دارد و وی را سروری بیدار تصویر میکند که از خانهاش بر کوه مقدس سراسر زمین را میپیماید.
میترا در جهان زرتشتی
هنگامی که زرتشت پیامبر پرستش اهورامزدا، سرور یگانهٔ برتر، را آموزش داد، میترای باستانی کنار گذاشته نشد، بلکه در دین تازه تنیده شد. در آیین زرتشتی او ایزد شد؛ یکی از موجودات ایزدیِ شایستهٔ پرستش که به اهورامزدا خدمت میکنند و ویژگیهایش را بازمینمایانند. میترا بهویژه تجسم جنبهٔ دوستانه و پاسدارانهٔ خدای برتر شد. او همنشین دیگر ایزدان بزرگ است، از جمله ورثرغنهٔ پیروز، رشنِ داور و سروشِ فرمانبردار.
پرستش میترا در سراسر گسترهٔ تاریخ ایران باستان گواه دارد. شاهان هخامنشی او را فرامیخواندند: از اردشیر دوم به بعد، کتیبههای شاهی نام میترا را کنار اهورامزدا و ایزدبانو آناهیتا میآورند. شاهان کوشانی آسیای مرکزی سکههایی با تصویر او به شکل خدایی خورشیدی و درخشان زدند. در عصر ساسانی نیز در طاقبستانِ غرب ایران، سنگنگارهای بزرگ شخصیتی پرتوافشان و هالهدار، میهر، را نشان میدهد که گواه تاجستانی شاهی ایستاده است. خدای پیمان در هر عصر، با نامهای میترا و میهر و مهر، دوام آورد.
از مهر تا میتراسِ رومی
یکی از شگفتانگیزترین سفرها در تاریخ دین، گسترش نام میترا به جهان روم است. آنجا از نخستین سدههای میلادی، کیشی رازآمیز گرد خدایی به نام میتراس پدید آمد که در پرستشگاههای زیرزمینی، میترائومها، پرستیده میشد و بهویژه میان سربازان سراسر امپراتوری محبوب بود. تصویر محوری آن گاوکُشی بود: خدا گاوی بزرگ را میکشت. در سدههای دوم و سوم، این کیش برای مدتی از گستردهترین کیشهای روم و رقیب مسیحیت آغازین بود و حتی امپراتوران گرامیاش میداشتند، تا پس از مسیحی شدن امپراتوری افول کرد.
بااینحال میتراس رومی و میترای ایرانی را نباید شتابزده یکی گرفت. خودِ رومیان باور داشتند آیینهای رازآمیزشان از ایران آمده است، اما پژوهش جدید بر تفاوت بسیار این دو تأکید کرده است. گاوکُشی که در کانون کیش رومی قرار دارد، در سنت ایرانی جایی ندارد؛ در آن سنت میترا برعکس نگاهبان دام است. بخش بزرگی از اساطیر رومی نیز ظاهراً آفرینشی تازه است که تصور رومیان از حکمت ایرانی آن را شکل داده است. بهتر است میتراس رومی را شاخهای دور و بسیار دگرگونشده از ایزد باستانی ایرانی بدانیم، نه نسخهای وفادار از آن.
مهرگان و یلدا: جشنهای میترا
از همهٔ شیوههایی که میترا با آنها زنده مانده، دلانگیزترین جشن است. جشن بزرگ مهرگان که نامش را مستقیم از مهر میگیرد، در پاییز، روز مهر از ماه مهر، حوالی اعتدال پاییزی برگزار میشود. همزاد و همتای نوروز است: آنجا که نوروز بهار را نشان میدهد، مهرگان پاییز را نشان میدهد؛ دو نقطهٔ بزرگ تعادل سال، بالیدن و ملایم شدن خورشید. مهرگان با گردهمایی، موسیقی و سفرهٔ جشن، اغلب با جامههای بنفش و ارغوانی، برگزار میشود و سپاسگزاری برای برداشت محصول و جشن عشق، دوستی و پیروزی نیکی بر بدی است.
در افسانه، مهرگان روز پیروزی بزرگی نیز هست؛ زیرا گفته میشود نشان پیروزی پهلوانشاه فریدون بر ستمگر، ضحاک، است؛ داستانی که در سنت کردی بیشتر به نوروز پیوند میخورد. بدینسان این دو جشن در دو سوی سال آینهٔ یکدیگرند و هر دو از پیروزی روشنایی بر تاریکی میگویند.
جشن دوم میترا در نقطهٔ مقابل این هنگام از سال فرا میرسد. یلدا، شب انقلاب زمستانی و بلندترین شب، بهعنوان شب پیش از زایش میترا، خورشید شکستناپذیر، به یاد آورده میشود؛ او با آغاز دوبارهٔ بلند شدن روزها از نو زاده میشود. در سنت کردی این شب که شەوچلە نام دارد، زایش خورشید و روشنایی را جشن میگیرد که گفته میشود از کوههای زاگرس برآمده است. نالی، شاعر بزرگ کرد، شب بلند یلدا را سرود و خانوادهها هنوز در سراسر تاریکی آن گرد میآیند تا چشمبهراه بازگشت روشنایی باشند.
میترا، کردها و خورشید
حرمت خورشید در فرهنگ کردی ریشهای ژرف دارد و بسیاری آن را تا این کهنترین لایهٔ دین ایرانی دنبال میکنند. سرزمین زاگرس، قلب سرزمین کردها، یکی از جایگاههای پرستش باستانی روشنایی بود که در آن خورشید، به کردی روژ یا خۆر، بهعنوان نمود نظم ایزدی و بخشندهٔ زندگی گرامی داشته میشد. خورشید زرین و شعلهورِ میانهٔ پرچم کردی، روژ، و خودِ نام نوروز، روز نو، این روشنایی باستانی را در قلب هویت کردی زنده نگه میدارند.
این پیوند بیش از همه در دینهای بومی کردی احساس میشود. برخی پژوهشگران دینهای کهن کردها، آیین ایزدیِ طاووسملک، طریقت یارسانی و دیگران را زیر نام یزدانگرایی گرد میآورند؛ سنتی باستانی که باور بر این است بسیار پیش از اسلام ریشه دارد. بسیاری در حرمت ایزدیِ خورشید که مؤمنان هنگام نیایش رو به آن میکنند و در تصویرپردازی خورشیدی این سنتها، پژواک زندهٔ آیین کهن روشنایی را میبینند که میترا سرور بزرگش بود. چه بهصورت میراث مستقیم و چه حافظهٔ ژرف فرهنگی، خورشید میترا هنوز بر جهان کردی طلوع میکند.
نمادپردازی
میترا دو اندیشه را یکی میکند که در نگاه نخست دور از هماند: نیروی پیونددهندهٔ پیمان و روشنایی خورشید. اما در بینش ایرانی این دو یکیاند. خورشید چشم بزرگی است که همهچیز را میبیند و چیزی را پنهان نمیکند؛ پس سرور طبیعی راستی و گواه طبیعی هر سوگند است. سوگند خوردن به میترا سوگند خوردن به خودِ روشنایی است که هیچ دروغی در برابرش تاب نمیآورد. در او داد و درخشش، نظم اخلاقی و نظم کیهانی، در یک شخصیت گرد میآیند.
او همچنین پیش از هر چیز خدای اعتماد است. در جهان قبیلهها و پیماننامهها، دوستیها و اتحادها، میترا ضمانت ایزدی آن است که سخن فرد معنا دارد، پیوندها حرمت خواهند داشت و وفا نگه داشته خواهد شد. تصادفی نیست که نامش در فارسی به واژهٔ معمول عشق و مهربانی، مهر، بدل شد. این باستانیترینِ خدایان در نهایت خدای پیوندهایی است که زندگی انسانی را کنار هم نگه میدارند و روشناییای که آن پیوندها در پرتو آن دیده و حفظ میشوند.
بحثها و برداشتهای نادرست
میترا خودِ خورشید است یا خدایی جداگانه؟ روایت هر دو پاسخ را میدهد. در کهنترین متنها خورشید موجودی مستقل است و میترا بهعنوان نیرویی جداگانه از روشنایی پیشاپیش آن میرود؛ اما در گذر زمان آن دو به هم نزدیک شدند تا مهر توانست هم خدا و هم خورشید معنا دهد. بهتر است بگوییم میترا خدای روشنایی است که با خورشید پیوندی نزدیک دارد و بهتدریج ایزدی خورشیدی دانسته شد، بیآنکه منش کهنتر و گستردهترش بهعنوان سرور پیمان را کاملاً از دست بدهد.
میتراس رومی همان میترای ایرانی بود؟ نه کاملاً. هرچند رومیان کیش رازآمیز خود را به ایران نسبت میدادند و نام خدا را وام گرفتند، پژوهشگران امروز بر تفاوتهای عمیقشان تأکید دارند. گاوکُشی محوریِ کیش رومی در سنت ایرانی وجود ندارد؛ آنجا میترا از دام پاسداری میکند. بخش بزرگی از اسطورهٔ رومی نیز ظاهراً تازه ابداع شده است. این دو شاخههایی مرتبطاند که بسیار از هم دور شدهاند، نه یک چیز واحد.
میترا تا چه اندازه مستقیم در سنت کردی باقی مانده است؟ اینجا صداقت لازم است. روشن است که کردها و دیگر مردمان ایرانیتبار در روزگار باستان خورشید و روشنایی را حرمت مینهادند و جشنهایی چون نوروز، مهرگان و یلدا حامل آن میراثاند. اما دنبال کردن رشتهای بیگسست از پرستش میترا تا آیینهای ایزدیان، یارسانیان یا دیگران، موضوع بحث پژوهشی و حافظهٔ فرهنگی است، نه تباری اثباتشده. آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که حرمت باستانی ایرانی برای روشنایی، که میترا سرور برتر آن بود، بخشی از میراث ژرفی است که فرهنگ کردی از آن بالید.
موضوعات مرتبط
نوروز: جشن بهاری، همتای بزرگ مهرگانِ پاییزیِ میترا
فریدون: پهلوانشاهی که پیروزیاش بر ضحاک با مهرگان پیوند دارد
ضحاک: ستمگری که جشنهای روشنایی شکستش را گرامی میدارند
طاووسملک: فرشتهٔ طاووسِ ایزدیان که آیینشان خورشید را حرمت مینهد
شاهنامه: حماسهٔ بزرگ جهان ایرانی که مردمان میترا شکلش دادند
مهرگان: جشن پاییزی که از مهر نام گرفته است
یلدا: شب انقلاب زمستانی، شب پیش از زایش میترا
پرسشهای متداول
میترا کیست؟
میترا که در فارسی مهر شناخته میشود، خدای باستانی ایرانیِ پیمان، سوگند، روشنایی و خورشید است. یکی از کهنترین خدایان جهان ایرانی، نگاهبان همهبینِ راستی و داد و پاسدار قراردادها و دوستی است.
نام میترا چه معنا دارد؟
از ریشهای کهن به معنای پیوند دادن میآید و به خودِ پیمان یا قرارداد اشاره دارد. میترا نیروی ایزدی پشت هر سوگند و توافق است؛ از همین رو نگاهبان راستی و کیفردهندهٔ کسانی است که سخن خود را میشکنند.
آیا میترا خدای خورشید است؟
او خدای روشنایی با پیوند نزدیک با خورشید است. در کهنترین متنها چون نیرویی جداگانه پیشاپیش خورشید میرود، اما در گذر زمان با آن یکی دانسته شد؛ چنانکه واژهٔ فارسی مهر هم خدا و هم خورشید معنا میدهد.
میترا با میتراس رومی چه تفاوتی دارد؟
رومیان نام میترا را برای کیشی رازآمیز وام گرفتند، اما این دو بسیار تفاوت دارند. میتراس رومی بر کشتن گاو متمرکز است که در سنت ایرانی جایی ندارد؛ آنجا میترا نگاهبان دام است. کیش رومی شاخهای دور است، نه همان دین.
چه جشنهایی میترا را گرامی میدارند؟
بیش از همه مهرگان، جشن پاییزی که نامش را از مهر گرفته و همتای نوروزِ بهار است، و یلدا، شب انقلاب زمستانی که شب پیش از زایش میترا و نوزایی خورشید دانسته میشود.
میترا چگونه با کردها پیوند دارد؟
پرستش باستانی خورشید و روشنایی که میترا سرور بزرگ آن بود، در زاگرس جای داشت و ژرف در میراث کردی ریشه دارد؛ از خورشید پرچم کردی تا جشنهای نوروز و یلدا و حرمت خورشید در سنتهای ایزدی و یارسانی.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
میترائیسم ـ دانشنامهٔ بریتانیکا
میترا، میهر و زرتشت ـ امپراتوریهای ایمان
روشناییهای باستانی زاگرس: اهمیت یلدا در تاریخ کردی ـ کردستان24
