مقدمه
بیشترِ موجوداتِ مینویِ آیینِ ایرانیتبار بهروشنی به یکی از دو سویِ جنگِ بزرگِ نور و تاریکی تعلق دارند. نیروهای درخشان در خدمتِ سرور دانا، اهورامزدا، هستند؛ دیوها در خدمتِ روانِ ویرانگر، اهریمن. اما چهرهای هست که بهگونهای شگفت و فراموشنشدنی میانِ دو جهان جای دارد؛ وایو، ایزدِ باد و هوا، که میتواند نیک یا بد باشد، بسته به آنکه، به تعبیرِ تصویرِ کهن، باد از کدام سو بوزد.
وایو از کهنترین و ماندگارترینِ تمامیِ موجوداتِ مینویِ ایرانیتبار است. جنگاوری سهمگین با جنگافزارهای زرین و نیزهای تیز است که بر سپاههای تاریکی میتازد و پراکندهشان میکند؛ بااینحال میتواند به همان آسانی که پهلوانِ نور است، بچرخد و دشمنش شود. او نَفَسِ زندگی در هوا و نیز تندبادِ سردِ مرگ است. خودِ فضا، خلأ، نیز هست که میانِ قلمروِ سرور دانا در بالا و قلمروِ روانِ ویرانگر در پایین جای دارد، فضای تهیِ میانی که هر روانی باید در سفرِ پس از مرگش از آن بگذرد.
دیدار با وایو دیدار با خودِ باد در تمامیِ سرشتِ دوگانهاش است؛ نسیمی که زندگی میبخشد و تندبادی که ویران میکند، هوایی که تنفس میکنیم و تهیایی که از آن میترسیم. تخیلِ ایرانیتبار در او حقیقتی از جهان را دریافت؛ اینکه هر نیرو صرفاً نیک یا صرفاً بد نیست و برخی نیروهای جاری در زندگیمان همزمان دو چهره دارند.
فهرست مطالب
وایو کیست؟
وایو، در زبانِ اوستایی وایو که اغلب با واته (Vata) همراه میشود و به معنای باد، هوا و جو است، موجودِ مینویِ دوگانهسرشتِ باد در آیین زرتشتی است. در میانِ موجوداتِ مینوی یگانه است، زیرا همزمان ایزد، شایستهٔ پرستش، و دیو، موجودی اهریمنی، است، چراکه سرشتش میتواند از نیکی به بدی بچرخد. جنگاوری توانا که با نیروهای تاریکی میجنگد، همان بادی نیز هست که روان در راهِ پس از مرگ با آن دیدار میکند و در کیهانشناسیِ ژرفتر با خودِ فضا یا خلأیِ میانِ جهانهای نیک و بد یکسان دانسته میشود.
ایزدِ باد و هوا
در کهنترین دینِ ایرانیتبار، دو موجودِ مینویِ باد بودند که پیوندی نزدیک داشتند و اغلب در یک موجود درمیآمیختند؛ وایو، بادی که میوزد، و واته، خودِ جو. از این دو، وایو مهمتر است و بیشتر نام برده میشود و حتی هنگامی که از او بهتنهایی سخن میرود، تمامِ سرشتِ هوای متحرک را در خود دارد. از کهنترین خدایانِ مردمان ایرانیتبار است و با وایویِ ودایی، ایزدِ بادِ هند، در خودِ خاستگاه شریک است، زیرا هر دو از یک ایزدِ باد تبار میگیرند که نیاکانِ هر دو مردم در گذشتهٔ دور میپرستیدند.
باد در تجربهٔ مردمانی کهن، نیرویی چیره و پیشبینیناپذیر بود. میتوانست نسیمی ملایم باشد که روز را خنک و ابرهای باران را حمل میکرد، نَفَسی که شُشها را پُر میکرد و زندگی میبخشید؛ یا توفانِ زوزهکشی که چادرها را میخواباند و درختها را برمیکند، سرمای کشندهٔ تندبادِ کوهستان. جای شگفتی نیست که موجودِ مینویِ چنین نیروی دگرگونشوندهای خود نیز دگرگونشونده باشد و ایزدِ باد موجودی دوگانهسرشت احساس شود که به یک اندازه توانِ برکتبخشیدن و ویرانکردن دارد.
نکتههای کلیدی
وایو موجودِ مینویِ دوگانهسرشتِ باد و جو در سنتِ ایرانیتبار است.
بهگونهای یگانه هم ایزد (شایستهٔ پرستش) و هم دیو (موجودی اهریمنی) است.
جنگاوری سهمگین با جنگافزارهای زرین است که با نیروهای تاریکی میجنگد.
سنت از دو وایو سخن میگوید؛ بادی نیک و بادی بد که مرگ است.
با فضا یا خلأیِ میانِ دو جهان یکسان دانسته میشود.
سرودش رامیشت و روزش بیستودومِ ماه است.
اطلاعات کوتاه
نام: وایو (اوستایی)، اغلب همراه با واته؛ بعدتر وای، اندروا (Andarva)
معنا: باد، هوا، جو
نوع: ایزد و دیوی دوگانهسرشت، موجودِ مینویِ باد
سرشت: هم نیک و هم بد، بسته به آنکه باد از کدام سو بوزد
ظاهر: جنگاوری سهمگین با جنگافزارهای زرین و نیزهای تیز
دو وایو: وایِ نیک که روان را به بهشت میبرد؛ وایِ بد که مرگ است
نقشِ کیهانی: فضا یا خلأیِ میانِ جهانهای اهورامزدا و اهریمن
سرود: رامیشت، پانزدهمینِ یشتها
روزِ مقدس: روزِ بیستودومِ ماهِ ایرانی؛ جشنِ روزِ باد
گواهها: اوستا (رامیشت) و سنتِ زرتشتیِ بعدی
دو وایو
ژرفترین و شگفتترین تعلیم دربارهٔ وایو این است که به تعبیری دو تن از او وجود دارد. سنتِ بعدی، وایِ نیک و وایِ بد، دو باد با سرشتِ مخالف، را از هم جدا کرد. وایِ نیک به قلمروِ سرور دانا، اهورامزدا، تعلق دارد و اوست که هنگامِ مرگِ درستکار، روانش را بهآرامی به بالا، به سویِ بهشت، میبرد. وایِ بد به قلمروِ تاریکی تعلق دارد و چیزی کمتر از خودِ مرگ نیست، بادی که فردِ درحالِ مرگ را به بند میکشد و روان را به درونِ سرما میبرد.
متونِ مقدس بادِ بد را به تعبیرهایی هراسانگیز تصویر میکنند. هنگامی که دستش انسانی را نوازش میکند، سنگینیِ رخوت است؛ وقتی سایهاش را بر او میافکند، سوزِ تب است؛ و هنگامی که چشمش به او میافتد، نَفَسِ زنده کشته میشود و این همان است که مرگ مینامیم. این وایِ تاریک در جمعِ دیوها، ویرانگری همسو با نیروهای اهریمن، جای دارد. بااینحال همان نام، وایو، به جنگاورِ نیک و توانایی نیز تعلق دارد که برای نور میجنگد، چنانکه ایزدِ یگانهٔ باد هم نَفَسِ زندگی و هم سرمای گور را در خود نگاه میدارد.
جنگاورِ هوا
وایو در وجهِ نیک و باشکوهش یکی از جنگاورانِ بزرگِ آسمانهای ایرانیتبار است. در مقامِ پهلوانی سهمگین با زرهِ زرین، جنگافزارهای زرین و نیزهای فوقالعاده تیز تصویر میشود که بر نیروهای انبوهِ تاریکی یورش میبرد و پیشِ رویش پراکندهشان میکند. از این نظر در کنارِ دیگر موجوداتِ مینویِ جنگاورِ آیین، چون ورثرغنه، ایزدِ پیروزی، میایستد؛ نیرویی که بیوقفه برای پشتیبانی از نظمِ جهان در برابرِ یورشِ شر میجنگد.
سرودها رشتهای دراز از لقبهای سهمگین را بر او مینهند؛ جوینده، چیرهشونده، پیشرونده، نیرومندترین، تواناترین، شکستدهنده، موجافکن و شعلهگستر. موجودی با نیروی مقاومتناپذیر و حرکتِ رو به جلو را تداعی میکنند، خودِ تجسمِ قدرتِ باد در راندن، روبیدن و چیرهشدن. پهلوانان و شاهانِ افسانههای کهن پیش از کارهای بزرگشان به او دعا میکردند و از سرورِ باد، نیروی غلبه بر دشمنان و تندیِ رساننده به پیروزی را میخواستند.
وایو و راهِ مردگان
در سفرِ روان پس از مرگ است که سرشتِ دوگانهٔ وایو زندهترین و مهمترین نمود را مییابد. آیینِ ایرانیتبار میآموزد که هنگامِ مرگِ انسان، روان درنگ میکند و سپس راهی به سویِ داوری، به سویِ پلِ چینود، در پیش میگیرد که کارهایش در آن به دستِ رشن سنجیده میشود و راهنمای روان، سروش، از درستکاران محافظت میکند. در آن راه، وایو، باد، است که روان با او دیدار میکند.
برای روانِ درستکار، وایِ نیک میآید، بادی ملایم و موافق که بلندش میکند و به بالا، به سویِ نور و حضورِ خدا، میبرد. برای روانِ بدکار، وایِ بد، بادِ مرگ و تاریکی، است که میگیردش و به پایین میکشاند. باد ازاینرو خودِ وسیلهٔ سرنوشتِ روان میشود و هر روان را به سویِ تقدیری میبرد که به دست آورده است. مردن در این بینش، برداشتهشدن به دستِ باد است و دوست یا هراسناکبودنِ آن باد به چگونگیِ زیستنِ انسان بستگی دارد.
فضای میانِ جهانها
در زیرِ تمامیِ اینها اندیشهای با ژرفای خارقالعاده جای دارد. در روایتِ ایرانیتبار از آغازِ چیزها، سرور دانا در بالا و در نور میزیست و روانِ ویرانگر، اهریمن، در پایین و در تاریکی جای داشت و میانِ آن دو تهیایی بزرگ، خلأ، بود. یکی از متونِ کهن در وصفِ آن تهیا نکتهای چشمگیر میافزاید؛ میانِ آنها خلأ بود و برخی آن را وای مینامند. یعنی باد با خودِ فضایی یکسان دانسته میشد که نیک را از بد جدا میکند، جایِ میانی که تمامیِ نمایشِ آفرینش در امتدادش گشوده خواهد شد.
از همین رو باد در مسیرِ سفرِ روان با او دیدار میکند؛ راهِ مردگان از وایو، از خودِ فضای میانِ جهانها، میگذرد. اینجا ایزدِ باد با کیهانشناسیِ زمان و فضا که جایِ دیگری دیدهایم تماس مییابد، زیرا وایو لقبی کهن، دارای فرمانرواییِ دراز، را با زروان، چهرهٔ زمان، مشترک دارد. در واقع در یکی از جریانهای اندیشهٔ موردِ مناقشه، وایو بُعدِ فضا در کنارِ زمانِ زروان فهمیده میشد. اینجا باید محتاط باشیم؛ آن طرح به مکتبی موردِ اختلاف تعلق داشت، نه باورِ رایج. اما دریافتِ زیربنایی، اینکه باد واسطه و فضایی است که همهچیز در آن حرکت میکند، در ذهنِ ایرانیتبار ریشهای بسیار ژرف دارد.
رامیشت
سرودِ ویژهٔ وایو در اوستا رامیشت، پانزدهمینِ سرودهای بزرگِ معروف به یشتها، است. در تصادفی شگفت در نامگذاری، سرود به نامِ رامن (Raman)، ایزدی فرعی در پیوند با آرامش و شادیِ زندگی، نامیده شده که در واقع کمتر نامی از او در آن میآید؛ بدنهٔ سرود عمدتاً به وایو اختصاص دارد. پژوهشگران عنوان را افزودهای بعدی میدانند که برای گنجاندنِ سرود در جایگاهش در گاهشماریِ دینی صورت گرفته، درحالیکه هستهٔ کهنِ متن به ایزدِ باد تعلق دارد.
در گاهشماریِ آیین، روزِ بیستودومِ هر ماه به وایو اختصاص دارد و جشنِ باد، گاه موسوم به روزِ باد، به افتخارش برگزار میشد. اینکه موجودی با چنین سرشتِ دوگانه و حتی هراسانگیز، روزِ خاص و سرودِ خاصش را داشته باشد، نشان میدهد مردمان ایرانیتبار قدرتِ باد را چه جدی میگرفتند و گرامیداشت و جلبِ رضایتِ نیرویی که با همان نَفَس میتوانست زندگی بدهد یا بگیرد، چقدر ضروری به نظر میرسید.
نمادپردازی
وایو بیش از هر چیز نمادِ دوگانگی است، حقیقتِ اینکه برخی نیروهای بزرگِ هستی را نمیتوان بهآسانی در دستهٔ نیک یا بد جای داد. باد نَفَسِ زندگی و عاملِ مرگ است؛ بارانِ بارورکننده و توفانِ ویرانگر میآورد؛ بادبان را پُر و قایق را واژگون میکند. تخیلِ ایرانیتبار با دوگانهسرشتدانستنِ ایزدِ باد پذیرفت که جهان همواره به نیمههای منظم تقسیم نمیشود و یک نیرو شاید بسته به لحظه و شیوهٔ آمدنش، برکت یا نفرین بیاورد.
او همچنین نمادِ ژرفِ آستانه، گذر از یک حالت به حالتی دیگر، است. وایو در مقامِ فضای میانِ جهانها و بادی که در مرگ با روان دیدار میکند، بر هر مرز و گذرگاه جای دارد، نَفَسی که ما را از زندگی به هر چه در آن سوست میبرد. این تناسبی دارد، زیرا خودِ باد نادیدنی است و تنها با اثرهایش شناخته میشود، نیرویی که حس میشود اما هرگز دیده نمیشود، مانندِ مرزِ نادیدنیِ این جهان و جهانِ بعد که وظیفهٔ او نگهبانی از آن و گذشتن از آن است.
وایو و کردها
وایو به میراثِ دینیِ ژرفِ ایرانیتبار تعلق دارد که کردها با دیگر مردمان ایرانیتبار در آن شریکاند، جهانِ کهنِ اوستا و ایزدان که سنتهای معنویِ منطقه از آن رشد کردند. چهرهای ویژهٔ کردها نیست و چنین ادعایی دربارهاش نادقیق است؛ موجودی مینوی از گذشتهٔ گستردهترِ ایرانیتبار و زرتشتی، میراثِ مشترکِ مردمانِ بسیار، است. اما آن میراثِ مشترک واقعی است و کردها از وارثانش هستند.
باد نیز همواره حضوری در زندگیِ مردمی کوهستانی بوده است. بر یالهای بلند و در درههای ژرفِ کردستان، باد همراهی دائمی است، گاه برکت و گاه خطر، دقیقاً همان نیروی دوگانهسرشتی که تخیلِ کهنِ ایرانیتبار در وایو تشخص بخشید. شناختِ چهرهٔ ایزدِ باد بازیافتنِ بخشی کوچک از جهانِ دینیِ کهنی است که در پسِ فرهنگهای منطقه جای دارد، همان جهانی که جشنِ نوروز و حرمتِ آتشِ مقدس از آن برآمد. این شناخت همچنین احساسکردنِ دیرینگیِ اندیشههایی است که هنوز زیرِ سطحِ اکنون حرکت میکنند.
بحثها و برداشتهای نادرست
آیا وایو ایزدی نیک است یا بد؟ پاسخِ صادقانه این است که بهگونهای یگانه هر دو است. برخلافِ تقریباً هر چهرهٔ دیگرِ آیین که آشکارا به جانبِ نور یا تاریکی تعلق دارد، وایو بهراستی دوگانهسرشت است، ایزد در وجهِ نیک و دیو در وجهِ تاریک. سنت با سخنگفتن از دو وایو، بادی نیک و بادی بد، این را حل کرد، اما شگفتی باقی میماند و بخشی از آن چیزی است که او را چنین بهیادماندنی میکند. در وجهِ نیکش خدمتگزارِ وفادارِ اهورامزدا است؛ وجهِ تاریکش بادِ دیوگونِ مرگ است.
آیا وایو خدایی رقیبِ سرور داناست؟ خیر. حتی در شکوهش در مقامِ جنگاوری توانا، وایو ایزد است، موجودی مینوی که اهورامزدا آفریده و در خدمتِ اوست، نه خدایی مستقل یا رقیب. آیین بر محورِ یگانه سرور دانا میماند؛ ایزدان، از جمله وایو، خدمتگزارانِ او و نیروهاییاند که نظمِ او از طریقشان پشتیبانی میشود. وجهِ نیکِ او از جانبِ سرور برای نور میجنگد و تنها وجهِ تاریکش، بادِ مرگ، به دشمن تعلق دارد.
آیا وایو واقعاً ایزدِ فضا در کنارِ زمانِ زروان بود؟ این اندیشه از زروانباوری میآید، جریانی موردِ اختلاف و اکنون ازمیانرفته در اندیشهٔ زرتشتی که بهشدت در مقامِ بدعت نقد میشد. در آن طرح، باد در مقامِ فضا با زروان در مقامِ زمان همراه میشد. این بخشی واقعی از تاریخِ سنت و اندیشهای چشمگیر است، اما نباید با باورِ رایجِ زرتشتی اشتباه گرفته شود که در آن وایو ایزدِ باد است، نه اصلی نخستین و کیهانی.
موضوعات مرتبط
اهورامزدا: سرور دانا که وایِ نیک در خدمتِ اوست
اهریمن: روانِ ویرانگر که وایِ بد به او تعلق دارد
رشن: داورِ روان در پلِ چینود
سروش: راهنما و محافظِ روان پس از مرگ
زروان: چهرهٔ زمان، همراه با وایو در مقامِ فضا در زروانباوری
میترا: ایزدی همراه از آسمانهای روشنِ ایرانیتبار
پرسشهای متداول
وایو کیست؟
وایو موجودِ مینویِ دوگانهسرشتِ باد و جو در آیین زرتشتی است. در میانِ موجوداتِ مینوی یگانه است، زیرا همزمان ایزد، شایستهٔ پرستش، و دیو، موجودی اهریمنی، است، چراکه سرشتش میتواند از نیکی به بدی بچرخد. جنگاوری توانا، بادی که پس از مرگ با روان دیدار میکند و فضای میانِ جهانهای نیک و بد است.
چرا وایو هم نیک است و هم بد؟
چون خودِ باد دوگانهسرشت است، در مقامِ نَفَسِ هوا زندگی میبخشد و در مقامِ توفانِ کشنده مرگ میرساند. تخیلِ ایرانیتبار این را با دوچهرهکردنِ ایزدِ باد دریافت و سنت از دو وایو سخن گفت؛ بادی نیک که در خدمتِ نور است و روانِ درستکار را به بهشت میبرد و بادی بد که خودِ مرگ است.
دو وایو کداماند؟
وایِ نیک به قلمروِ اهورامزدا تعلق دارد و روانِ درستکار را پس از مرگ بهآرامی به بالا میبرد. وایِ بد به قلمروِ تاریکی تعلق دارد و خودِ مرگ است، بادی که فردِ درحالِ مرگ را به بند میکشد و روان را میبرد. آنها وجههای روشن و تاریکِ ایزدِ یگانهٔ بادند.
رامیشت چیست؟
رامیشت پانزدهمینِ سرودهای بزرگِ اوستاییِ معروف به یشتهاست و به وایو اختصاص دارد. به نامِ رامن، ایزدی فرعی در پیوند با آرامش، نامیده شده که کمتر نامی از او در آن میآید؛ گمان میرود عنوان افزودهای بعدی برای گنجاندنِ سرود در گاهشماریِ دینی باشد، درحالیکه هستهٔ کهن، ایزدِ باد را گرامی میدارد.
وایو چگونه به فضا و روان پیوند دارد؟
در کیهانشناسیِ ایرانیتبار، سرور دانا در بالا و روانِ ویرانگر در پایین میزیست و خلأیِ بزرگی میانشان بود و متنی کهن میگوید برخی آن خلأ را وای مینامند. باد ازاینرو فضای میانِ جهانهاست، جایِ میانی که روان در راهِ داوری از آن میگذرد و از همین رو باد پس از مرگ با روان دیدار میکند.
آیا وایو خدایی کردی است؟
خیر. وایو موجودی مینوی از میراثِ گستردهترِ ایرانیتبار و زرتشتی، میراثِ مشترکِ مردمان ایرانیتبارِ بسیار، است، نه چهرهای ویژهٔ کردها. کردها از وارثانِ آن جهانِ دینیِ کهناند و باد همواره حضوری زنده در کوههای کردستان بوده، اما وایو را باید صادقانه میراثِ مشترکِ ایرانیتبار فهمید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
دوازده خدای اسطورهشناسیِ ایرانی ـ دانشنامهٔ تاریخِ جهان
